تبليغاتX
مهر

مهر

دغدغه هاي يك عاشق وطن

عنوان این پست برگرفته از مقاله ای با عنوان«سیّد حسن تقی زاده،سه زندگی در یک عمر» از اندیشمند بزرگ ایرانی ،دکتر همایون کاتوزیان است البته با حفظ محتوای همان مقاله ارزشمند. مخلص مقاله دکتر کاتوزیان آن است که سیّد حسن تقی زاده  به عنوان یک انسان شاخص ایرانی در طی دوران به نسبه طولانی عمرخود سه گونه زیست و سه گونه عمل کرد.

۱)تقی زاده اوّل:

الف) تولد در سال ۱۸۷۸.

ب)تحصیل علوم قدیم در تبریز. تسلّط فوق العاده به زبان عربی و ادبیّات قدیم. آموزش فرانسه و انگلیسی و تحصیل ادبیّات فارسی در حدّ اعلای نگارش در زمان خود.

ج) رفتن به نجف به قصد اخذ اجتهاد. روی آوردن به تجدّد و مشروطه خواهی. مسافرت به قفقاز و ترکیه به قصد تجربه اندوزی از نهضت های جدیدو تحصیل تکمیلی فرانسه و انگلیسی دربیروت.

چ) در گیرو دار مشروطه خواهی و در حالیکه ۳۰ سال قمری بیشتر ندارد به نمایندگی تبریز در مجلس اوّل  انتخاب می شودو هنوز از گرد راه نرسیده در تهران اعتبار زیادی به هم می زند.در مجلس و خارج آن از سران انقلاب می شود. در مسجد سیّد نصرالدّین تهران پیش نمازی می کند و مریدان زیادی گرد او جمع می شوند. در سلسه قدّیسین و نظر کردگان به حساب می آید. به مال و منال دنیا بی توجهی می کند.

ح) در همین دوره از سران برجسته حزب دموکرات به حساب می آید که درآن زمان فرقه دموکراتش می خواندند.در مجلس و بیرون آن جزو گروههای رادیکال و تندرو محسوب می شود. گروه وی با مشروطه خواهان معتدل و محافظه کار نیز سر ناسازگاری دارد. به نقل از اکثریت مورّخین و حاضرین در نهضت مشروطه، مسئولیت حداقل دو ترورمهم زمان  مشروطه، یکی ترور میرزا علی اصغر خان امین السلطان، اتابک، صدر اعظم وقت ایران و از باهوش ترین و لایق ترین های زمان خود،و دیگری ترور سّید عبدالله بهبهانی ، از رهبران روحانی برجسته مشروطیّت، متوجه تقی زاده و گروه اوست، هرچند خود وی تا پایان عمر مسئولیت آنها را نپذیرفت .چه ارتباط این وقایع با تقی زاده درست باشد چه نادرست ، مؤید این نکته است که عملکرد وی به گونه ای بوده است که می شد هر حرکت افراطی ِ تندی را به او نسبت داد. به هنگام  حمل تابوت بهبهانی جمعیّت مشایعت کننده شعار می دادند:

فقیهی که اسلام را بود پشت                تقی زاده گفت و شقی زاده کشت

این به سال ۱۹۱۰ میلادی اتفاق افتاد  که تقی زاده در ۳۲ سالگی عمر خود بود. پس از این وقایع تقی زاده به ناگزیر و به قصد زمان کوتاهی از ایران  رفت ولی در واقع ۱۴ سال بعد به  کشور بازگشت.

۲)تقی زاده دوّم:

 الف) تقی زاده دوّم تقریباْ بلافاصله پس از تبعید محترمانه و اعلام نشده اش از ایران شروع می شود. در سال ۱۹۱۱ میلادی واقعه ی ِ مورگان شوستر آمریکائی رخ می دهد. دولت ایران شوستر ،جوان لیبرال و درست کار و کم تجربه و ایده آلیست آمریکائی را با اختیارات زیاد به عنوان خزانه دار کل منصوب می کند. او چون راه و رسم مدیریت در اوضاع و احوال ایران را نمی داند موجب خشم هیئت حاکمه ایران و نیز دولت جابر و قاهر روس می شود. روسها به واسطه برخی اقدامات شوستر ،خواستار عذرخواهی دولت ایران می شوند. مشکلی که با یک ژست فروتنانه می شد حلش کرد با تندروی مجلسیان و تهییج مردم تا نزدیکی جنگ پیش می رود. تهران با لشکر کشی روسها از شمال تهدید به اشغال می شود و دست آخر آنکه ماجرا با پذیرش خفت بارترین وضعی و با تن دادن به درخواستهای بدتر روسها از جمله عزل و اخراج شوستر و انحلال مجلس به پایان می رسد.تقی زاده در این زمان با ارسال ۱۳ تلگراف از خارج به سران ِ ملّت و دولت التماس می کند که دست از سرسختی و مقابله بی حاصل با روسها بردارند. مفاد این تلگرافها بسیار جالب و به خصوص برای دولتمردان و مسئولین دیپلماسی کشور آموزنده است .اهمیت موضوع فقط در ارتباط با زندگی تقی زاده و فاجعه ی ِ شوستر نیست ، بلکه به ویژه در ارائه نمونه ای از افراطی گری ملّت ایران است که همواره با رد هر گونه مصالحه برای خود فاجعه آفریده و از آن درسی نگرفته است.

ب) جابجائی از اروپا به آمریکا و در سال ۱۹۱۴ به دنبال دعوت دولت آلمان برای مبارزه بر ضد روس و انگلیس به آلمان می رود . مقارن این ایّام ملّت ایران که سالها از سوی انگلیس و روس تحقیر شده بود و در پی جستجوی یک منجی ، آلمان را یافته بود( تا جائی که مردم به قیصر آلمان  عنوان اسلام پناه داده بودند ). این گونه افسانه سازی های مردم ایران درباره ی ِ دشمن دشمنشان نیز از ویژ گی های «سیاسی» - در واقع ضد سیاسی- آنهاست.تقی زاده در آلمان با گردهم آوردن کسانی چون جمال زاده و کاظم زاده ایرانشهر و قزوینی و پور داود کمیته ی ملّی برلن را به راه انداخت و دو دوره مجله کاوه را منتشر کرد.پس از شکست آلمان دولت آن کشور عذر گروه تقی زاده را خواسته و با پرداخت مبالغی به آنها به حال خود رهایشان  می کنند.تقی زاده غیاباْ به نمایندگی مجلس پنجم انتخاب شده بود. او در سال ۱۳۰۳ خورشیدی بعد از سالها به ایران بازمی گردد.در این زمان فکر ایجاد رژیم دیکتاتوری نه فقط مطرح که حتی در میان روشنفکران و نخبگان مُد شده بود. در این زمان نهضت مشروطه به هرج و مرج ختم شده بود ، نه ازدموکراسی(حکومت ملّی) خبری بود و نه از مشروطه(حکومت قانونمند).

ج) او در مجلس پنجم نقش فعالی ندارد. در این دوره او جزو منفردین است. به هیچ دسته و گروهی نمی پیوندد. هوشمندی و تجربه و مشاهدات سالیان دراز به او آموخته است که یکشبه و یکساله و چند ساله دردهای کهن این ملّت علاج نمی شود . کسی که زمانی پای هر نوشته ای را «فدائی ملّتّ،تقی زاده » امضاء می کرد اینک همه ی ِ توهماتش را درباره ی ِ هموطنانش از دست داده بود. دو سال پیش از بازگشت به ایران در نامه ای به دکتر محمود افشار(از آلمان به سوئیس) نوشت:«اغلب بلکه نزدیک به تمام ایرانیان سست عنصر و مُذبذب و مُداهن و متملّق و با تعارف و موافق ِ مقام حرف زن و دروغگو و اهل تقیّه  و مدارا و به اصطلاح خودشان اهل پُلتیک هستند و هر روز به حسب مقام دارای یک عقیده که در حُکم آن روز غلبه دارد می باشند.... و دایم مشغول دسایس و اسباب چینی و کار شکنی و آنتریگ اند.». بیشتر نمایندگان محبوب در این دوره مجلس در جرگه منفردین اند. در دعوای جمهوری هیچیک از منفردین موضع نگرفتند. تقی زاده در مجلس ششم که بلافاصله پس از تغییر سلطنت تشکیل شد به نمایندگی تهران انتخاب شدّ ولی به مجلس نرفت و عملاْ سیاست را کنار گذاشت ،حتی دعوت مستوفی الممالک برای تصدی وزارت خارجه را نپذیرفت و صرفاْ مشغول به خدمات اداری و دولتی گردیدو در نهایت سفیر ایران در فرانسه شد. در انتهای این مقطع از عمر خود معزول و مغضوب شده وفارغ از هرگونه مسئولیتی ساکن اروپا شد.خود وی در  نامه ای به این نکته اشاره می کند که صرف ِ حضور او در مناصب دولتی، پس از تغییر سلطنت،ضرورت معیشت بوده والا تمایلی به همین نیز نداشته است.

۳)تقی زاده سوّم: 

اندکی پس از سکونت در اروپا،در ژانویه ۱۹۳۶ به سمت دانشیاری مدرسه ی مطالعات شرقی دانشگاه لندن منصوب شد.وقتی که اشغال ایران توسط نیروهای متفقین در شهریور ۱۳۲۰  اتفاق افتاد ، نیاز کشور به داشتن سفیری مقتدر در لندن باعث شد که تقی زاده علیرغم میل خود و با اصرار علی سهیلی،وزیر خارجه وقت ، عنوان سفیر کبیر ایران در انگلیس را کسب کند. او به واسطه احاطه علمی و تسلط فراوانش بر روابط بین الملل به عنوان اوّلین سفیر کبیر ایران در انگلیس معرفی شد. برای درک جایگاه تقی زاده همین بس که پیش ازاو هیچکس به چنین موقعیتی دست نیافته بود و مهمتر همتای او درایران ، سر ریدر بولارد بود که در زمان خود از  مؤثرین بر روابط بین الملل و دیپلماتی صاحب نام بود. در این دوره تقی زاده به بلوغ کامل فکری ،نه فقط در عرصه ی سیاست ،بلکه مهمتر از آن در درک مسائل اساسی جامعه ی ایران و چگونگی برخورد مؤثر با آنها رسیده بود. دوره تقی زاده سوّم از شصت سالگی او شروع می شود و این زمانی است که او دیگر هیچ رؤیائی را نه برای خود و نه برای  ایران در سر نمی پروراند،امّا- شاید به همان دلیل- نگران بلوغ سیاسی و رشد اجتماعی ایران است،وهرگونه پیشرفتی را در خارج نشدن از جاده ی اعتدال می بیند: هم با دیکتاتوری و استبداد مخالف است و هم با هرج و مرج و آشوب. هم طرفدار نظم است هم خواهان آزادی تؤام با مسئولیت. و چون به این ترتیب درک او از سیاست ، حتی به نسبت نخبگان و دست اندر کاران و رؤسای دولت و ملّت ، خیلی پیش افتاده است،ترجیح می دهد که از این پس فقط در حاشیه بماند و از درگیری جدّی در سیاست بپرهیزد. چون حدّ بلوغ سیاسی جامعه چنان بود که عموماْ از نطق مفصّل او در باره ی قرارداد ۱۹۳۳ فقط لفظ «آلت فعل» را گرفتند و در هر فرصتی با این عنوان به تحقیر از او یاد کردند.تقی زاده تا پایان عمر خود کماکان به مال و منال دنیا بی توجه ماند و زمانی که پس از سفارت لندن قصد برگشت به ایران را داشت، در نامه ای به عبدالحسین هژیر به تاریخ ۳۱ فروردین ۱۳۲۶ به صراحت از دغدغه های مالی خود سخن می گوید:«اگربه ماموریت مخلص خاتمه داده شود من و همسرم باید به ایران برگردیم و در این امر تردیدی ندارم. جُز آنکه از قراری که ازگرانی کرایه ی خانه ها شنیده می شود با بضاعت قلیل و مایه ی کم، زندگی معتدل هم سهل نخواهد بود .... امید است که این حسب حال ها را در حکم صحبت شخصی خصوصی و صمیمی فرض فرموده و این ورقه را پاره کرده دور بیندازید».زندگی و افکار تقی زاده نمادی از زندگی ایرانی است، روزگاری در افراطی گری و زمانی دیگر پشیمانی از کرده هاو صد البتّه آنچه که اتفاق می افتد چیزی جز عقب ماندگی ملّت و کشور نیست.

 

بسیاری از مطالب فوق عیناْ و به طور کامل از کتاب «هشت مقاله در تاریخ و ادب معاصر» اثر محقق و دانشمند ارجمند «دکتر محمد علی(همایون) کاتوزیان» نقل و بعضی نیز به مقتضای مکان تلخیص  گردید . مطالعه این اثر و دیگر آثار دکتر کاتوزیان را به همه دوستداران ایران عزیز توصیه می کنم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 9:57 بعد از ظهر  توسط سيدحسين معروف  | 

          من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر            من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش

دوشنبه هفته گذشته به قصد تجارت و البته در این سفر کمی بیشتر سیاحت عازم دبی شدم. این دفعه فرصت بیشتری دست داد تا آن سوی آب و به عبارت بهتر نقطه مقابل دیره که ایرانیان آنجا را برّدبی می نامند را بهترو بیشتر ببینم. واقعاْ یک تمدن عظیم و حیرت انگیز در این امیر نشین ِ تا دیروز برهوت در حال شکل گیری است. نشانه یک مدیریت عالی و هوشمند وعلمی و فوق العاده سیستماتیک در جای جای ِ این امیر نشین  بروز و ظهور دارد. کلیه امور در کنترل و نظارت یک امیرِ دانش آموخته هاروارد به نام  دکترشیخ محمد بن راشد آل مکتوم است که بر تمامی امور نظارت عالی دارد.در دو بخش برّ دبی آسمان خراشهائی به سرعت عجیبی درحال ساخت است که قرار است تماماْ در سال ۲۰۰۸ میلادی به بهره برداری برسند. مجتمع های عظیم تجاری و سیاحتی(Mal)در هرگوشه این امیر نشین برپا شده که  چشم نوازی و زیبائیهای فراوان بصری آنها و نطافت و نظم و از همه مهمتر امنیت حاکم بر همه جا ی آنها شما را دعوت به گذراندن بی دغدغه اوقات فراغتتان می کند. امنیت این امیر نشین فوق العاده است. در حالیکه مردم از هر گوشه جهان در این امیر نشین به سختی و شدّت کار و فعالیت می کنند(به اقتضای اقتصاد جهانی)ولی کوچکترین نشانی از تنشهای روانی مشاهده نمی شود. در صورت وقوع تصادف، طرفین یگدیگر را به ناسزا و کتک نمی گیرند. به هنگام رانندگی نهایت آرامش و متانت وجود دارد. برخورد انسانها با هم فوق العاده مودبانه و زیباست.در همه وجوه زندگی و شهرسازی و.... جلوه های حضور عوامل هوشمند احساس می شود . نمای ساختمانها و طراحی معابر عمومی و خیابانها همه حکایت از احترام و شانی است که  برای انسان قائلند . بایستی به مسئولین این امیر نشین به واسطه نگاه احترام آمیزشان به نوع بشر و اعمال این مدیریت فوق العاده تبریک گفت.  شک ندارم آنچه که در دبی اتفاق افتاده و در معرض دید همه رهگذران قرار دارد در آینده ای نزدیک موجب افزایش سطح مطالبات مردمی در جهت افزایش رفاه عمومی در کل حوزه خلیج فارس خواهد  شد. در این مختصر نمی توان تمامی آنچه را که می شود در امارات دید و آموخت را گفت لذا همین کلام کوتاه را داشته باشید و با  این گنگ خواب دیده به ضیافت مشاهده تصاویری ازآنجا بیائید.

 

این عکسی از ورودی مرکز تجاری و تفریحی ابن بطوطه است

 

 

مرکز ابن بطوطه(آنچه که می بینید آسمان ابری نیست بلکه نقاشی و بازسازی هنرمندانه آسمان ابری است)

 

در بازار بزرگ ابن بطوطه هر بخش ،بازسازی شده یک تمدن بزرگ است با معماری نزدیک به آن تمدنها. این جا ورودی به بخش ایران است که بسیار هم زیباست.

 

این هم نمای بهتری از بخش ایران در بازار ابن بطوطه. تمیزی و نظافت ونظم در طراحی این              مجموعه فوق العاده است. چیزی که در این تصویر هم قابل مشاهده است.

 

 

این هم یک گنبد عظیم با طراحی ایرانی در محوطه ایران

 

این هم محدوده طراحی شده به سبک چینی در بازار ابن بطوطه

 

تصاویری از پیست اسکی در بازار بزرگ امارات(Emirates mal)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 2:34 قبل از ظهر  توسط سيدحسين معروف  |