تبليغاتX
مهر

مهر

دغدغه هاي يك عاشق وطن

اوّل، از اینکه مدتی نسبتاً طولانی در به روز کردن این وبلاگ وقفه افتاد و موجب تذکر تعدادی از دوستان عزیز هم شد صمیمانه پوزش می طلبم.اصولاً نوشتن دل و دماغ و فرصتی می طلبد که اگر رخ نداد ، ننوشتن بهتر خواهد بود و سکوت تقریباً یک ماهه من به سبب همین مقدمه ضروری بود.در ضمن علیرغم اینکه بنده روش پیشگیری از حسرت به دل شدن ِ ناشی از سوخت شدن نوشته ها را در بلاگفا دانسته و حتی به بعضی از دوستان نیز توصیه کرده ام ولی نمی دانم چرا در یک مورد از به کار گیری روش خودم غفلت کرده و لاجرم یک مطلب تقریباً طولانی که ساعتها وقت پایش گذاشته بودم در اثر نابسامانی بلاگفا سوخت و رفت.اکنون سعی می کنم همان مطلب را به نوعی باز آفرینی کنم گرچه یقین دارم عین همان مطلبی که در وضعیت ِ دل و دماغی خوب نوشته بودم نخواهد شد.

دوّم، امسال دو انتخابات عام(شوراهای شهر و روستا و خبرگان) و یک انتخابات خاص(اتاقهای بازرگانی و صنایع و معادن ) پیش روی ماست.واقعاً نمی دانم انتخابات در بستری از پوپولیسم ،چه کارکردی می تواند داشته باشد؟در جوامعی که خواسته های سخیف و پیش پا افتاده عموم مردم بر رعایت و ارزشمندی منافع ملّی ارجحیت دارد، در جائی که منتخب عوام، ناچار است از فردای انتخاب شدن،به دنبال جابجائی محل خدمت ِ سربازی فرزند حسینعلی و یا جابجائی محل تحصیل دانشگاهی بچّه ی حسنعلی باشد، پیگیری مسائل مرتبط با منافع ملّی چه جایگاهی دارد؟آیا تاکنون یک ارزیابی کارشناسانه و دقیق از کارکرد و ماحصل فعالیّت تقریباً یکصد ساله انتخابات در کشور ما صورت گرفته است؟متاسفانه کلیه مجامع حاصل از انتخابات در کشور ما، چون بر بستر یک عوام زدگی  همراه با کم سوادی و بی دانشی شکل گرفته اند ناگزیر از فرایندهای منتهی به توسعه پایدار دور افتاده اند.ای کاش یک بار و برای همیشه مجلسی در این کشور شکل می گرفت که فارغ از درگیریهای جناحی به حساب دولتها رسیدگی کرده و یک نهضت صرف ِ آموزشی را پایه گذاری می کرد.

سوّم،الف) آنکه به اعتقاد من بایستی برای کیفی تر شدن همین انتخابات موجود و نیز کم تر شدن هزینه برگزاری آنها بهتر است انتخاب را از سطح به کل انجام داد.به این ترتیب که ساکنین محلات، ابتدا نمایندگان خود را در سطح محلات برمی گزینند.به عبارتی عرصه انتخاب برای عموم مردم تنها یک بار و آنهم در سطح انتخاب نمایندگان محلات گسترده شده و برای مراحل بعد از درگیر کردن عموم مردم خودداری گردیده و به تبع آن ازهزینه برگزاری انتخابات نیز بسیار کاسته خواهد شد مضافاْ آنکه به اعتقاد من این رویه قدری بر کیفیت مراحل بعدی نیز خواهد افزود.آنگاه منتخبین محلات ، از بین خود نمایندگان شوراهای شهر و روستا را برگزیده و منتخبین شوراهای شهر و روستا نیز نمایندگان شورای استان را به عنوان نمایندگان مجلس شورای اسلامی بر می گزینند.این مجلس می تواند از بین اعضای خود رئیس جمهور را انتخاب نماید    ب) باید بپذیریم که سن 15یا 16 سالگی برای شرکت در انتخاباتی که  حاصل آن ،مقدّرات یک ملّت را بایستی راهبری نماید ،سنی پائین است.انتخاب به جای آنکه در بستری از احساسات صورت گیرد بهتر و شایسته است در فضائی عقلائی اتفاق بیفتد و این روی نخواهد داد مگر آنکه رای دهندگان به دور از احساسات و باعقل و درایت و شناخت رای دهند.قبول کنیم که دوران جوانی ،دوران غلیان احساسات است و در این فضا تصمیم گیری درست برای آینده کشور رخ نخواهد داد.فدا کردن کیفیت آرا به پای کمّیت آن ؛بازی با سرنوشت ِ آیندگان یک ملّت است.  ج) موضوع دیگری که طالبان کمیّت آرا به راحتی از کنار آن می گذرند همانا میزان سواد رای دهندگان است. جای بسی تاسف است که در پای صندوقهای رای ،رای یک استاد دانشگاه با رای یک نفر بی سواد دارای یک ارزش و میزان است.برای این معضل هم بایستی چاره ای اندیشید.

چهارم،متاسفانه اصحاب اصلاحات مجدداً دارند اشتباهات انتخابات مجلس هفتم را تکرار می کنند.فراموش نمی کنم که در بحبوحه ی انتخابات مجلس هفتم و در حالی که  رد صلاحیت اکثریت نمایندگان مجلس ششم قطعی به نظر می رسید، رهبران اصلاحات ،تجویز به ثبت نام تمامی همراهان و دوستداران اصلاحات در سراسر کشور نمودند و همین اتفاق نیز رخ دادو جماعت کثیری کاندید نمایندگی مجلس هفتم شدند.آنگاه که همان اتفاق قابل پیش بینی ،یعنی رد صلاحیت تمامی نمایندگان مستعفی مجلس ششم اتفاق افتاد ،همان رهبران مذکور گیج و سردرگم و انگاردر مواجهه ی با امری غیر قابل حدس قرار گرفته اند ،آن انتخابات را تحریم کردند و به دنبال آنها جماعتی هم که با تجویزشان وارد در عرصه کارزارشده بودند نیز از کاندیداتوری انصراف دادند.فراموش نمی کنم در آن ماجرا اخبار منتشره حکایت از استعفای قریب به دو هزار نفر کاندید را داشت.آیا بهتر نبود به دنبال آن رد صلاحیت گسترده ،رهبران جبهه اصلاحات به دور از خود خواهی ،رفتاری مدرن از خود بروز داده و عده ای ازآن دو هزار نفر را پشتیبانی کرده و وارد در صحنه می نمودند؟ 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط سيدحسين معروف  | 

عید فطر بر شما مبارک باد

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 3:4 بعد از ظهر  توسط سيدحسين معروف  | 

تنها دلخوشی من در برابر خواندن این خبر(احمدي‌نژاد: دو بچه كافي نيست)آن است که خوشبختانه بین طنز و واقعیّت در گفتار بعضی از دولتمردان فعلی مرزی وجود نداردواز این بابت من فکر می کنم خبر مذکور بیشتر طنز است تا واقعیّت ،یا  حداقل دلم می خواهد اینگونه باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط سيدحسين معروف  |